ترجیح می دهم که صراحی های الماس احساسم، اندیشه هایم، معانی طلای کلمات اهورائیم را که رنگ و طعم وحی دارد و لطافت الهام، همواره تا مرگ من پنهان ماند وحتی بشکنم و بدست این نگاه ها و فهم های پیر ُسرفه ای مسلول خر نیافتد، "اَخ ُتف دان"ش نکنند...

خدایا مرا به ابتذال آرامش و خوشبختی مکشان. اضطراب های بزرگ, غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن

 

         لذت ها را به بندگان حقیرت بخش و درد های عزیز را بر جانم ریز

خاموش مردن بهتر از نالیدن است.