نرسد دست تمنا چو به دامان شما

 ميتوان چشم دلي دوخت به ايوان شما

 از دلم تا لب ايوان شما راهي نيست

 نيمه جاني ست در اين فاصله قربان شما

**********************************************************************

مصاحبه با 2زن مرده شور ((عکس+مصاحبه)) غم انگیز

 

جوان است. جوان ترین و تازه كارترین مرده شور زن! هر چه جست وجو مى كنم برق امید را در چشمانش پیدا نمى  كنم.

چند سال دارى ؟۳۸ سال.
بچه دارى؟
دو پسر!
  چند سال است اینجا
كار مى كنى؟۴ سال.
چطور شد به فكر كار در اینجا افتادى؟
  به خاطر مشكلات مالى. شوهرم بیكار است.
قبل از اینجا جاى دیگر كار مى كردى؟
  در یك درمانگاه، كار خدمات داشتم.
با اینجا چطور آشنا شدى؟
  از طریق همكارانم. گفتند بهشت زهرا مرده شور مى خواهد.
قبلاً اینجا آمده بودى؟
  نه اینجا را ندیده بودم.
  وقتى
آمدى چه حسى داشتى؟  مى ترسیدم. نمى توانستم وقتى مرده اى را مى دیدم جلو بروم ولى كم كم برایم عادى شد.
  از مرگ مى ترسى؟
نه! مرگ زود خیلى خوب است. پایان زندگى است.
بچه هایت مى دانند
.بله. ولى مى گویند مامان كسى نفهمد. اگر بفهمند ما دیگر نمى توانیم مدرسه برویم.
  فامیل و خانواده ات از شغل تو خبر دارند
.  خانواده خودم خبر ندارند ولى خانواده شوهرم خبر دارند.
  چه مى گویند؟
با كسى رفت و آمد نمى كنم.
  همسایه ها چه رفتارى با تو دارند؟
  مثل غریبه ها رفتار مى كنند. اصلاً كسى با من رفت و آمد نمى كند.
اقوام نزدیكت كه فوت كرده باشند را تا حالا شسته اى؟
نه! ولى مى توانم بشویم.
چه خاطره اى دارى؟
دخترى دو ساله به اسم مبینا بود. تنها دختر خانواده بود بعد از نذر و نیاز و چند پسر خدا او را به پدر و مادرش داده بود. از تراس پرت شده بود. وقتى بچه را آوردند، غرق در خون بود. مادرش او را در آغوش كشیده بود و صورتش را به صورت او مى مالید.
خیلى گریه كردم. الان هم كه یادم مى افتد دلم مى گیرد. این خاطره مربوط به سه سال پیش است
.
كار تو شستن است یا آب ریختن یا...؟
من مرده را مى شویم.
 زندگى را تعریف كن
.  زندگى هیچ چیز خاصى ندارد. انگار براى تحمل مشكلات و سختى  ها آمده ایم.
چقدر سواد دارى؟
تا ابتدایى.
  چه غذایى را
خوب مى پزى؟  قرمه سبزى.
  اگر شوهرت شغل مناسبى با درآمد بالایى پیدا كند، باز هم سر كار
مى آیى؟بله اینجا را دوست دارم.
  چرا؟
همكاران ما اینجا با هم دوست هستند و محیط، محیطى زنانه است.
 
شده بین كار غصه بخورى یا گریه كنى؟
  زمانى كه شست و شو زیاد باشد و مرده ها جوان باشند غصه مى خورم و گریه مى كنم. آن روزها واقعاً داغون مى شوم
.
 
چطور گریه هایى دردناكتر است؟
  گریه كسى كه سكوت مى كند و فقط اشك مى ریزد به نظرم واقعى تر و دردناك تر
است در این موقع ها حس مى كنم آن شخص واقعاً دارد گریه مى كند و راست مى گوید.
  روزى چند تا مرده مى شویى؟
متفاوت است روزى ۱۰ تا ۱۵ تا.
  روزى چند مرده برایتان مى آورند؟
فرق مى كند كم كم ۴۰ تا و زیاد زیاد ۸۰-۷۰ مرده.
  خاطره چه دارى؟
خاطره شیرین كه اصلاً نیست. خاطره تلخ اما فراوان است. یك بار زنى كه مادرش فوت كرده بود، سرش را به شیشه داده بود و آرام آرام اشك مى ریخت تنهاى تنها بود. زمزمه مى كرد. آن زن روى من خیلى تأثیر گذاشت.
 
گریه مادر براى فرزند و گریه فرزند در مرگ مادر چه تفاوتى دارند؟
گریه هاى
مادر براى فرزند خیلى تلخ است ولى وقتى بچه هاى كم سن و سال در مرگ مادرى جوان به شیشه سر مى كوبند، خیلى سخت و غیرتحمل است.
  تا حالا شده آنقدر از
نظر روحى به تو فشار بیاید كه دست از كار بكشى؟
  نه! هر طور هست تحمل مى كنم. باید جنازه را جمع كرد
.
برخورد صاحبان مرده با شما چطور است؟
بعضى ها خوب برخورد مى كنند. بعضى ها هم بد حرف مى زنند.
ناراحت نمى شوى
!چرا ولى خب تحمل مى كنیم.
عشق یعنى چه؟
عشق همان چیزى است كه من به خاطر بچه هام زنده ام و دارم این همه سختى را تحمل مى كنم
.
نوعروس هم یادت مى آید شسته باشى؟
- بله. عروس و دامادى رفته بودند جهیزیه شان را بچینند. چند روز بعد مراسم
عروسى داشتند، گاز هم عروس و هم داماد را خفه كرده بود. مادرش خیلى گریه مى كرد.
  شب ها نمى ترسى كنار مرده بخوابى؟
چرا مى ترسم.
 خواب مرده دیدى؟
  در خواب مرده مى شویم.
 
اگر روزى ناچار شوى عزیزانت را بشویى، مى توانى این كار را بكنى؟
 بله. یكى از همكارانم با صبورى خواهرش را شست. من هم
مى توانم.
غصه هم دارى؟
 توى دلم به خاطر مشكلات زندگى غصه دارم.
 چه گلى را دوست دارى؟
گل رز. از بچگى عاشق این گل بودم.
اگر كسى به تو «مرده  شور» بگوید، چه عكس العملى نشان مى دهى؟
هنوز كسى این كلمه را به من نگفته ولى بدم مى آید كه كسى به من مرده شور بگوید
.
  چرا؟
سکوت ...
سخت ترین بخش زندگى كجاست؟
اگر زن، شوهر خوب داشته باشد، دیگر زندگى سخت نیست
.
و اگر پرنده بودى؟
مى رفتم جایى كه كسى نباشد مثل یك بیابان. آنقدر گریه مى كردم و فریاد
مى زدم و خدا را صدا مى كردم تا خدا صداى مرا بشنود و روزگار و زندگى ام را ببیند.


 

218544.jpg

 218550.jpg


218547.jpg