نمی دانم چرا رفت٬نمی دانم کجا٬تا کی٬برای چه
و من با انکه می دانم تو هرگز یاد من را
با عبور خود نخواهی برد٬
هنوز آشفته چشمان زیبای توام..........
برگرد...!
( سهیل..)
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۵/۲۸ ساعت 17:52 توسط احمدی قوشچی
|
...آه ای مرد تو اگر میدانستی ... که چه دردی دارد و چه رنجی دارد.. خنجر از دست عزیزان خوردن.. از من خسته نمی پرسیدی.....آه ای مرد...! چرا تنهائی..؟ (قوشچی)