به جستجوی تو به درگاه کوه می گریم
در آستانه دریا وعلف
در چار راه فصول در چار چوب شکسته پنجره ای
که آسمان ابر آلود را قابی کهنه می گیرد
به انتظارتصویر تو این دفتر خالی تا چند ورق خواهد خورد........
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آسمان می گذرد..
متبرک باد نام تو!
وما همچنان دوره می کنیم شب را و روز را هنوز را..
شاملو
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۶/۰۴ ساعت 16:1 توسط احمدی قوشچی
|
...آه ای مرد تو اگر میدانستی ... که چه دردی دارد و چه رنجی دارد.. خنجر از دست عزیزان خوردن.. از من خسته نمی پرسیدی.....آه ای مرد...! چرا تنهائی..؟ (قوشچی)