تو کیستی٬که من اینگونه٬ بی تو بی تابم ؟
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
بسان قایق سر گشته٬ روی گردابم!
....من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه
چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ٬آه
مدام پیش نگاهی٬ مدام پیش نگاه
کدام نشانه روئیده است از تو در تن من
که ذره های وجودم تورا که می بینند
به رقص می آیند سرود می خوانند
مشیری
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۶/۰۴ ساعت 19:16 توسط احمدی قوشچی
|
...آه ای مرد تو اگر میدانستی ... که چه دردی دارد و چه رنجی دارد.. خنجر از دست عزیزان خوردن.. از من خسته نمی پرسیدی.....آه ای مرد...! چرا تنهائی..؟ (قوشچی)