|
در این زمانه |
|
در این زمانه هیچكس خودش نیست كسی برای یك نفس خودش نیست همین دمی كه رفت و بازدم شد نفس ـ نفس، نفس ـ نفس خودش نیست همین هوا كه عین عشق پاك است گره كه خود با هوس خودش نیست خدای ما اگر كه در خود ماست كسی كه بیخداست، پس خودش نیست دلی كه گرد خویش میتند تار، اگرچه قدر یك مگس، خودش نیست مگس، به هركجا، بهجز مگس نیست ولی عقاب در قفس، خودش نیست تو ای من، ای عقاب ِ بستهبالم اگرچه بر تو راه ِ پیش و پس نیست تو دستكم كمی شبیه خود باش در این جهان كه هیچكس خودش نیست تمام درد ِ ما همین خود ِ ماست تمام شد، همین و بس: خودش نیست |
قیصر امین بور
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۶/۱۲ ساعت 20:46 توسط احمدی قوشچی
|
...آه ای مرد تو اگر میدانستی ... که چه دردی دارد و چه رنجی دارد.. خنجر از دست عزیزان خوردن.. از من خسته نمی پرسیدی.....آه ای مرد...! چرا تنهائی..؟ (قوشچی)