دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا....
دل شکستن کار آسانیست حرفش را مزن ....
خورده ای سوگندروزی عهد ما را بشکنی....
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را مزن ....
حرف رفتن میزنی وقتی که محتاج توام...
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن ....
+ نوشته شده در ۱۳۸۷/۰۷/۲۰ ساعت 20:31 توسط احمدی قوشچی
|
...آه ای مرد تو اگر میدانستی ... که چه دردی دارد و چه رنجی دارد.. خنجر از دست عزیزان خوردن.. از من خسته نمی پرسیدی.....آه ای مرد...! چرا تنهائی..؟ (قوشچی)